شاهدان تنهایی
شاهدان تنهایی من
از خودم تنها ترند
نظاره های بی فروغ آنها
از سردی تنهاییشان است
شاهدان تنهایی من
بدنبال ما شدن نیستند
اینگونه تقدیرشان است
ولی اگر من تنهایم
از سردی بی فروغ نگاهم نیست
بی آنکه بفهمم بدنبال ما شدن نبودم
ما یعنی
یاد بگیر که تنها نباشی
ما یعنی یاد بده که بیا
بیا و با من باش
بدون هیچ حرفی
راه ره پر خطری است با همراهی من
چون راه را بلد نبودم
علت تنهایی من هم همین بود
نه بلد بودم و نه یاد دادم
که ................
+ نوشته شده در ساعت توسط مجید
|